تبليغاتX
گلچین های روز عشق خدائی

 

مادرم ...

سپيدترين مهر و آسماني ترين روياي من

 

در خانه امن عشق و مهرباني تو يزدان مهر و مهتاب را شاكرم كه هديه حضور تو را زيباترين رويداد زندگي ام رقم زده است .  

 

مادرم ...

بدان كه بودنت ، بركت لحظه هايم و نفسهايت ، آواي گرم فرداهاي من است

بمان . هميشه بمان ...

تا نيلي دستانت ، آرامش لحظه هايم و دعاهاي گرم و جاودانه ات ، بركت رزق و روزي ام باشد .

 

 

 

 

منبع عشق مادر  باران عشق

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 87/02/28 و ساعت |

 

 

 چند روزی بود که نمی نوشتم . نمی نوشتم چون نمی توانستم ....

در این روزها بود که فهمیدم جای بعضی ها بودن چقدر دشوار است

 فرشته نازنین خانه ما ، مامان گلی ! چند روزی به سفر رفته بود

 چند روز که نه ! هر روزش عمری گذشت ...

 خدایا حقا که بعضی نامها فقط برازنده بعضی از آفریده های تو هستند ....

 در این چند روز عظمت این کلمه را با عمق جانم درک کردم ...

 مادر ...

 بودنت غنیمت ، حضورت هدیه یزدان و نبودنت فاجعه است ....

 نیمه ای از روح پدر نیز با تو رفته بود .

 پدر انگار در روی زمین به دنبال تکه آسمانی روحش می گشت ...

و من ...

 تنها توانستم اندکی از جای خالی نبودنت را با انجام برخی از کارها جبران کنم ....

 ولی مگر می توان معجزه دستان مهربان تو را زمانیکه سفره عشق برایمان می چینی ، جبران کرد ... ؟

 سفره خانه ما با نان عشق تو برکت دارد فقط حضور دستان تو غدای جان ماست

 مادرم ، فهمیدم که چقدر بزرگی ، چقدر دردانه ای و چقدر بی همتایی

 فهمیدم چه بزرگوارانه ، آشیانه گرممان را با تواضع دستانت ، گرم و آرام نگه میداری

 فهمیدم :

 بودنم ، آسایشم و تمام هستی ام از رویداد ناب بودن توست ...

 " دردانه بهشت خداوند " همیشه بمان ، برای قلب من برای روح پدر و برای ادامه زیستنم بمان

 مهربانا ، معجزه حضور مادر ، اين فرشته پرديس اهورايی ات را برای همه ما جاری و مستدام بدار ، آمين 

 

منبع : دردانه بهشت خداوند با تشکر از نسیم مهربانی

 

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 87/02/28 و ساعت |
آيا در ابراز عشق به همسر خود پايبند هستيد؟ - آداب همسر داري

در آغاز روابط عاشقانه، اينطور به نظر مي‌رسد كه زندگي كامل و همه چيز در اوج زيبايي و كمال است. اما با گذشت زمان به تدريج كه حالت‌هاي عاشقانه كمرنگ و ناپديد مي‌شوند، رنجش‌ها، عدم تفاهم و كشمكش‌ها آشكار مي‌شوند. طرفين كمتر نسبت به يكديگر تفاهم نشان مي‌دهند و معمولاً بيشتر خودخواه هستند متأسفانه بسياري از زنان گمان مي‌كنند كه مرد ايده‌آل زندگي خود را يافته‌اند درحالي كه بعداً پي مي‌برند كه كاملاً اشتباه كرده‌اند نگذاريد، چنين اتفاقي براي شما بيفتد.
روابط غلط باعث افسردگي و فشارهاي شديدي مي‌شوند كه خيلي از زنان با آن مواجه هستند بسياري از آدمها روابطي را ادامه مي‌دهند كه نه تنها از نظر عاطفي آنها را راضي نمي‌كند بلكه اين روابط آزاردهنده، پرخاشگرانه و پر از خشونت است. افراد غمگين و كساني كه در كودكي شاد نبوده يا مورد خشونت و آزار جسماني قرار گرفته‌اند در تشخيص عشق واقعي از غيرواقعي دچار اشتباه مي‌شوند. بسياري از زنان براي آنكه با تنهايي و افسردگي مبارزه كنند يا براي فائق آمدن بر احساس حقارت و يا براي اينكه احساس كنند كه بيشتر مورد توجه هستند ترجيح مي‌دهند كه در شرايط نامطلوب باقي بمانند و روابط ناسالم و غلط را همچنان ادامه دهند.
استمرار روابط آزار دهنده موجب اتلاف وقت و از ميان رفتن عواطف مي‌شود، خوگرفتن به شرايط ناخوشايند تدريجاً از شما هدفي آسان مي‌سازد براي آن دسته از آدم‌هايي كه از ديگران بهره برداري مي‌كنند و يا آنكه آنها را مورد آزار و خشونت قرار مي‌دهند. وقت و انرژي عاطفي را بهتر است صرف تقويت علائق،فعاليت‌ها، ارتباط با آدم‌ها و رابطه عاشقانه واقعي كنيد. براي آنچه كه واقعاً مي‌خواهيد پايداري كنيد و هرگز در رابطه‌هاي خصوصي زيربار فشارهاي غير منطقي نرويد و به كمتر رضايت ندهيد.
عشق چيست؟
نخست آنكه عشق به خوشبختي، آسايش و رشد و پيشرفت شما اهميت زيادي مي‌دهد. عشق تنها يك احساس نيست عشق واقعي در عمل آشكار مي‌شود، چنين عشقي شما را در مقابل رنج‌هاي جسماني و عاطفي حمايت مي‌كند و باعث مي‌شود كه قويتر شده و زندگي غني‌تري شود، بي‌آنكه انتظار متقابل داشته باشد. عشق نسبت به احساسات و نيازهاي شما مهربان،حساس، باملاحظه، صبور، محترم، وفادار، رئوف و معتدل مي‌باشد عشق شما را به صورتي كه هستيد مي‌پذيرد بي آنكه از دست شما عصباني يا خشمگين شود.
معشوق شما به احساسات، نظريات و رفتارتان اهميت مي‌دهد. او شما را همانگونه كه هستيد مي‌پذيرد و باور دارد احساساتش را بيان مي‌كند و شما را تأييد، تمجيد،تشويق و پشتيباني قرار مي‌دهد. مهرباني ياري و كمك رفتارهايي هستند كه از خود نشان مي‌دهند و چنانچه لازم باشد از خود گذشتگي هم مي‌كند. بخشش وگذشت نيز نشان دهنده عشق است عشق نيروي پايدار عاشقي، حمايت، باورداشتن و ياري‌رساني به شما را مي‌يابد. حتي اگر براي انجام اين كار با مشكلاتي مواجه شود در كشاكش روزهاي سخت زندگي زماني كه عدم تفاهم، مشكلات و گرفتاري‌ها بيشتر نمايان مي‌شوند عشق واقعي حضور خود را با آرامش كمك وهمدلي نشان مي‌دهد.
هيچكس نمي‌تواند هميشه كاملاً عاشقانه و بي نقص عمل كند اما رابطه صميمانه بسيار نزديك در بردارنده انواع توجه، ملاحظه و رفتارهاي حمايتي عاطفي است كه اغلب اوقات يعني هفت روز هفته را شامل مي‌شود، هر نوع رابطه‌اي كه بيشتر مواقع در چنين سطحي نباشد، لازم است كه بطور جدي بر روي آن كار شده و سپس مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد چنانچه اين بررسي نشان دهد كه رابطه طرفين در بيشتر مواقع پيشرفت و بهبود داشته آن را ادامه دهند در غير اين صورت ضروري است كه به آن خاتمه داده شود. طرف مقابل را با كردارش بسنجيد نه با گفتارش.
به طور مثال بسياري از مردان در خلوت تظاهر به عشق و محبت مي‌نمايند اما بيرون از اين خلوت با همسرانشان بسيار بد رفتار مي‌كنند بنابراين عشق واقعي را با تظاهر به عشق در موقعيت‌هاي خاص اشتباه نگيريد چون حتي افراد خودخواه و نابالغ يا پرخاشگر نيز در خلوت شان به خوبي تظاهر به عشق مي‌كنند.

 

سئوالاتي درمورد ارزيابي رابطه زناشوئي
آيا:

همسرتان اغلب اوقات نسبت به رفتارها، علائق، نظريات، احساسات و يا مشكلات شما بي تفاوت است؟
در موارد جزئي مثل اينكه كجا برويد يا چه كار كنيد با شما هماهنگي و سازگاري دارد؟
او خود، خودخواه است؟
بيشتر مواقع باعث نااميدي آزار يا سرخوردگي شما مي‌شود؟
احساس مي‌كنيد كه از شما بهره برداري مي‌كند؟
اشتباهاتش را پذيرفته و عذر خواهي مي‌كند؟
شما را مي‌بخشد؟
رفتارش با شما چگونه است؟
وقتي كه عصباني است
زماني كه شرايط نامناسب است
وقتي كه شما مشكلات زيادي داريد
چه مواقعي آزرده يا افسرده هستيد؟
آيا هنگامي ‌كه خشمگين است آرامش خود را حفظ مي‌كند؟ يا اينكه به در و ديوار مي‌كوبد، اشياء را پرت مي‌كند يا مي‌شكند؟
آيا مكرراً و يا بي‌دليل خشمگين مي‌شود؟
بعضي مواقع خشم او بسيار شديد است؟
وقتي كه عصباني است با ديگران چگونه رفتار مي‌كند؟
آيا رفتارهاي او موجب ترس و وحشت مي‌شود و آيا به شما يا ديگري آسيب مي‌زند؟
آيا مي‌توانيد به راحتي احساس تان را بازگو كنيد يا آنكه ناچاريد به خاطر اجتناب از بروز مشكلات يا ايجاد جو نامناسب موضوعات خاصي را بيان كنيد؟
برخورد او با شما وقتي كه خواسته‌هايتان را مطرح مي‌كند چگونه است : با گشاده روئي گوش مي‌كند يا اينكه تمايلي به شنيدن و بحث كردن ندارد؟
آيا:

مي‌توانيد مسائل و موضوعات حساس را مطرح كرده و آنها راحل كنيد؟
با يكديگر توافق داريد يا اينكه غالباً سعي مي‌كند كه سلطه جو باشد و شما هم تسليم مي‌شويد؟
به او اعتقاد داريد؟
دروغگويي يا فريبكاري در روابط شما وجود دارد؟ مثلاً به اين‌صورت كه همه حقايق را براي يكديگر بازگويي نمي‌كنيد.
وقتي كه با يكديگر هستيد احساس آرامش و آسايش مي‌كنيد؟
مي‌توانيد شاد باشيد و لذت ببريد؟
او ارزيابي خوبي از آنچه كه پيامدهاي بعدي رفتارهاي او بر هر دو شماست از خود نشان مي‌دهد؟
اعتياد به الكل يامواد مخدر دارد؟
به ارزشها و اهداف يكديگر احترام مي‌گذاريد؟
او باعث به وجود آمدن احساس خوبي در شما مي‌شود يا اينكه تأثيرات منفي دارد؟
تأثير منفي او نقشي اساسي در مشكلات شما نظير افسردگي يا كمبود عزت نفس دارد؟
از اينكه با هم ديده شويد احساس رضايت خاطر داريد؟
مردمان خوشبخت به پاكدامني، مهرباني، ياري، بخشندگي، محبت نسبت به ديگران، وفاداري، صبر، اعتماد، مسئوليت، صداقت، استقامت و قضاوت درست پاي بندند. اگر همسرتان تنها نسبت به شما مهربان، ياور و صبور است و در مورد ديگران اينگونه نيست، پس از گذشت دوران عاشقي كه فشارهاي زندگي منجر به دلسردي و نا اميدي مي‌شوند و كشمكش‌ها فزوني مي‌يابند چنانچه وي پاي‌بندي محكمي به صداقت يا اعتماد نداشته باشد، روابط شما در آينده دچار مشكلات و دردسر جدي خواهد شد.
  


 نويسنده: چاك.تي. فالكن
مترجم: عصمت مرادي

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 87/02/01 و ساعت |

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌؟ - آداب همسر داري

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌؟

جدي گرفتن ده توصيه ساده، شما را به بهترين شوهر دنيا براي همسرتان تبديل مي‌كند.
اگر شما هم از آن دسته آقایانی هستید که خود را در کار و مشکلات روزانه غرق کرده‌اید‌، بهتر است چند دقیقه‌ای دست از سر قبض‌های پرداخت نشده آب‌، برق و گاز‌....و قسط‌های عقب مانده شهریه بچه‌ها بردارید‌ و فقط با برداشتن 10 گام ناقابل‌، مثل همیشه برای همسرتان بهترین شوهر دنیا باشید‌:

گام 1. خانم‌ها مقدم‌اند‌!
برای یک بار هم که شده دنیا را از چشم همسرتان ببینید‌. شاید تا به حال اصلاً به این موضوع توجه نکرده باشید که ممکن است خدای نکرده علایق و خواسته‌های خانم‌تان با علایق شما کاملاً متفاوت باشد‌! اما حالا وقتش شده که به قول معروف‌، چشم‌هایتان را بشویید و جور دیگر ببینید‌.

گام 2. خواباندن بچه‌ها هم لذتی دارد‌، امتحان کنید
هفته‌ای یکبار به همسرتان مرخصی بدهید و وظیفه خواباندن بچه‌ها را شما به عهده بگیرید‌، تا حداقل خانم‌تان یک ساعت سرو صدای بچه‌ها را فراموش کرده و با خیال راحت این وقت را برای خواندن کتاب‌، انجام کارهای شخصی عقب‌افتاده و یا حتی برای گشت زدن در اینترنت اختصاص دهد‌. مطمئن باشید با این کار دعای خیر همسرتان همیشه پشت سر شما خواهد بود‌.

گام 3. عذرخواهی هم کلمه مفیدی است‌!
در این یک مورد با شما همدردی می‌کنیم‌، چون به همان اندازه که عذرخواهی از طرف مقابل ساده به نظر می‌آید‌، احتمالاً به همان اندازه هم برایتان سخت‌ترین کار روی زمین  خواهد بود‌. اگر تا به حال متوجه شده باشید ازدواج شباهت زیادی به مسابقه دوی ماراتن دارد‌، چرا؟

از این جهت که هر چقدر در بگو‌مگوهای خانوادگی زود از کوره در بروید‌، زودتر از پا می‌افتید و ادامه زندگی زناشویی برای شما سخت‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود‌.

اما فقط کافیست یکبار هم که شده با قضیه جور دیگری برخورد کنید‌، رفتار آرام و متانت‌آمیز بهترین مسکن برای آرام کردن موقتی تنش‌های رفتاری است‌، اما اگر احیاناً شما مقصر بودید‌، می‌توانید تنها با به زبان آوردن یک عذرخواهی ساده پرچم صلح را به همسرتان نشان داده و اجازه ندهید دلخوری پیش آمده بزرگ و بزرگتر شود‌.

گام 4. از همسرتان برای اینکه شما را تحمل می‌کند تشکر کنید
شاید حتی خواندن این گام هم به مذاقتان خوش نیاید‌، چه رسد به عمل کردن به آن‌. اما منظور ما این نیست که در مقابل همسرتان بنشینید و در حالی که لیستی از اشتباهات خود تهیه کرده‌اید‌، مورد به مورد را شرح داده و به‌خاطر آنها عذرخواهی کنید‌.

نه‌! مسلماً برای هر مردی پیش آمده که قول و قرارهایش را فراموش نماید یا با دیدن دوستان خود آن‌چنان زمان و مکان را گم کند که ساعت‌ها همسرش را چشم انتظار نگه دارد‌. اما همین اندازه که به او بگویید زندگی کردن با شما چندان هم کار ساده‌ای نیست و به‌خاطر صبر و تحمل همسرتان از او تشکر کنید‌، کفایت می‌کند‌.

گام 5. کمی ‌و فقط کمی ‌از ریخت و پاش‌های خودتان را جمع کنید
باور کنید آسمان به زمین نمی‌آید اگر استکان چای قند پهلوی آخر شب‌، یا لیوان چایی صبحانه خود را از کف اتاق و یا از روی میز صبحانه به سینک ظرفشویی انتقال دهید‌. از ما به شما نصیحت‌، تحقیقات نشان داده استکان چای یکی از معضلات زندگی مشترک و عامل بسیاری از جدایی‌ها بوده‌!!

گام 6. برای با هم بودن زمان بگذارید
شما هم از آن دسته افرادی هستید که با شنیدن نام دوران نامزدی به یاد شام‌های خاطره انگیزی می‌افتید که در یک رستوران دنج خورده‌اید‌؟ چه اشکالی دارد اگر حتی با وجود داشتن دو فرزند برای گذاشتن قرارمدارهای این‌چنینی باز هم زمانی را معین کنید‌؟! می‌توانید بچه‌ها را نزد یکی از دوستان خود بگذارید و مثل آن روزها فقط برای با هم بودن شام را بیرون از خانه صرف کنید‌.

گام 7.  آراسته و خوش تیپ باشید
سعی کنید همیشه به آراستگی و مرتب بودن ظاهر خود اهمیت دهید‌. این برای خانم‌ها نکته مهمی‌ است‌.

گام 8. شما هم به تمدد اعصاب نیاز دارید
گاهي وقت‌ها شرایطی را ایجاد کنید که برای چند ساعتی کمی‌ از محیط خانواده و مسئولیت‌های خود فاصله بگیرید‌. مثلاً با دوستانتان به کوه بروید و یا به ورزش‌های مورد علاقه‌تان بپردازید تا شادی و نشاط و آرامش باعث تجدید نیروی از دست رفته‌تان شده ‌و وقتی به خانه بر‌می‌گردید‌، به مردی ایده‌آل برای زندگی تبدیل شده باشید‌.

گام 9. مسئولیت تصمیمات خود را شخصاً به عهده بگیرید
هیچ وقت و در هیچ شرایطی از پذیرش عواقب تصمیمات خود شانه خالی نکنید‌. اگر شما به هر دلیلی نمی‌توانید دعوت پدر و مادر‌تان را برای مهمانی شب جمعه قبول کنید‌، خودتان گوشی تلفن را برداشته و به آنها اطلاع دهید‌. هیچ وقت مسئولیت چنین کاری را به گردن همسرتان نیندازید‌.

گام 10. فراموش نکنید روزی شما هم فرهاد کوه‌کن بودید
یادتان می‌آید قبل از ازدواج چقدر به رفتارها و حرکات خود توجه داشتید و چقدر سعی می‌کردید با پرستیژ و تاثیرگذار باشید‌؟! اما احتمالاً دیگر مدت‌هاست که خبری از آن فرهاد کوه‌کن نیست و او هم در میان روزمره‌گی هر روزه‌تان گم شده‌.

اما هنوز هم دیر نشده از همین امروز هر کاری که می‌توانید برای گرم کردن آتش زندگی‌تان انجام دهید‌، کاری کنید تا مثل گذشته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید و از بودن در کنار یکدیگر راضی باشید‌.
 
منبع: همشهری

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 87/02/01 و ساعت |
تصادف دو ماشين

دو ماشین با هم تصادف بدی می کنند، بطوریکه هردو ماشین بشدت آسیب میبینند .ولی راننده ها بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برند.
وقتی که هر دو از ماشین هایشان که حالا تبدیل به آهن فراضه شده بیرون می آیند ، خانم راننده میگوید: چه جالب شما مرد هستید،ببینید چه بروز ماشین هایمان آمده ! همه چیز داغان شده ولی ما کاملا" سالم هستیم .
این باید نشانه ای از طرف خداوند باشد که ما اینچنین با هم ملاقات کنیم و شاید بتوانیم زندگی مشترکی را با صلح و صفا آغاز کنیم !
مرد با هیجان پاسخ داد:بله ، کاملا" با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشد !
سپس زن ادامه داد و گفت : ببینید یک معجزه دیگر. ماشین من کاملا" داغان شده ولی این شیشه مشروب سالم مانده است .مطمئنا" خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بماند تا ما این تصادف و آشنایی خوش یمن را جشن بگیریم.
بعد زن بطری را به مرد داد .
مرد سرش را به علامت تصدیق تکان داد و در بطری را باز کرد و نصف شیشه مشروب را نوشید.
بعد بطری را به زن بر گرداند .زن بلافاصله بطری را به مرد برگرداند.
مرد گفت: مگر شما نمی نوشید؟!
زن در جواب گفت: نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس باشم

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 87/02/01 و ساعت |
از هر دست بدهي از همان دست پس مي گيري

يک ضرب المثل قديمي مي گويد
"از هر دست بدهي از همان دست پس مي گيري" .

ميعادگاهدر نور کم غروب، زن سالخورده اي را ديد که در کنار جاده درمانده،منتظر بود در آن نور کم متوجه شد که او نياز به کمک دارد جلوي مرسدس زن ايستاد و از اتومبيلش پياده شد در اين يک ساعت گذشته هيچ کس نايستاده بود تا کمکش کند زن به خود گفت مبادا اين مرد بخواهد به من صدمه اي بزند؟ ظاهرش که بي خطر نبود فقير و گرسنه هم به نظر مي رسيد مرد زن را که در بيرون از ماشينيش در سرما ايستاده بود ديد و متوجه آثار ترس در او شد گفت: خانم من آماده ام به شما کمک کنم بهتر است شما برويد داخل اتومبيل که گرمتر است ضمنا" اسم من برايان آندرسون است فقط لاستيک اتومبيلش پنچر شده بود اما همين هم براي يک زن سالخورده مصيبت محسوب مي شد برايان در مدت کوتاهي لاستيک را عوض کرد زن گفت اهل سنتلوئيس است و عبوري از آنجا مي گذشته است تشکر زباني براي کمک آن مرد کافي نبود از او پرسيد که چه مبلغ بپردازد هر مبلغي مي گفت مي پرداخت چون اگر او کمکش نمي کرد هر اتفاقي ممکن بود بيفتد برايان معمولا براي دستمزدش تامل نمي کرد اما اين بار براي مزد نکرده بود براي کمک به يک نيازمند کرده بود و البته در گذشته افراد زيادي هم به او کمک کرده بودند .

او به خانم گفت که اگر واقعا مي خواهد مزد او را بدهد دفعۀ بعد که نيازمندي را ديد به او کمک کند و افزود و آن وقت از من هم يادي کنيد خانم سوار اتومبيلش شد و رفت چند کيلومتر جلوتر، خانم، کافه اي ديد به آن کافه رفت تا چيزي بخورد. پيشخدمت زن پيش آمد و حوله تميزي آورد تا موهايش را خشک کند پيشخدمت لبخند شيريني داشت لبخندي که صبح تا شب سرپابودن هم نتوانسته بود محوش کند آن خانم ديد که پيشخدمت بايد 8 ماهه حامله باشد با اين حال نگذاشته بود که فشار و درد تغييري در رفتارش بدهد آن گاه به ياد برايان افتاد وقتي آن خانم غذايش را تمام کرد، صورتحساب را با يک اسکناس صد دلاري پرداخت پيشخدمت رفت تا بقيه پول را بياورد وقتي برگشت، آن خانم رفته بود

پيشخدمت نفهميد آن خانم کجا رفت. بعد متوجه شد چيزي روي دستمال سفره نوشته شده است با خواندن آن اشک به چشمش آمد چيزي لازم نيست به من برگرداني من هم در چنين وضعي قرار داشتم شخصي به من کمک کرد همان طور که من به تو کمک کردم اگر واقعا مي خواهي دين خود را ادا کني اين کار را بکن نگذار اين زنجيرۀ عشق همين جا به تو ختم شود زير دستمال چهارصد دلار ديگر هم بود آن شب او به آن نوشته و پول فکر مي کرد آن خانم از کجا فهميد که او و شوهرش به آن پول نياز داشتند

بچه ماه آينده به دنيا مي آمد و آن وقت وضع بدتر هم مي شد شوهرش هم خيلي نگران بود همان طور که کنار شوهرش دراز کشيده بود به نرمي او را بوسيد و آهسته در گوشش گفت همه چيز درست ميشه دوستت دارم برايان آندرسون

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 87/02/01 و ساعت |
كلك مردانه

ميعادگاهشخصی نقل میکرد که وقتی به شیراز رفته بودم و در خانه پیرزنی جهت اقامت وارد شدم ، ناگاه در فضای خانه دختر صاحبخانه را دیدم و یکدل نه که صد دل عاشق او شدم . نزد پیرزن رفته و شرح حال خودم را گفتم .
پیرزن گفت : این مطلب بسیار سهل و آسان است تو فقط تدارک عروسی را بگیر باقی کارها را من درست می کنم .
پس مبلغی پول از من گرفته و بعد از ساعتی جمعی از زنان و مردان را به خانه آورد ، پس ملائی به نزد من امده و من او را وکیل نمودم .
آنگاه صیغه عقد خوانده و دهان ها شیرین شد ، پس از ساعتی همه رفتند و من را که بیصبرانه منتظر ورود به حجله بودم را تنها گذاشتند .
نگاهی به دور و برم کرده و جز پیرزن کسی را ندیدم ، از او پرسیدم : پس عروس من کجاست ؟ پیرزن گفت : من عروس تو هستم و برای تو عقد شده ام ! نگاهی به او کردم ، تنی دیدم چون چوب خشک ، نه دندان داشت و نه یک موی سرش سیاه بود . مسلمان نشنود کافر نبیند . دانستم که او مرا فریب داده است .
بی درنگ بر خود مسلط شده و گفتم : الحمد الله که مقصود من انجام شد ، من تو را می خواستم و چون خجالت می کشیدم ، آن دخترک را بهانه کرده بودم .
پس با خود فکری کردم که چگونه خود را از دست آن عفریته نجات دهم ، چون می دانستم اهالی آن شهر از مرده شو بسیار می ترسند و او را در جمع خود راه نمی دهند ، آنشب را صبح کرده و بیرون آمدم .
کرباسی خریدم و بر سر بستم و سایر اسباب غسالی را فراهم آوردم و داخل خانه شدم . عروس گفت : این چه اوضاعی است ؟
گفتم : من در شهر خود مرده شوئی بودم و شنیده بودم که مرده شوی این ولایت مرده است ، به این شهر آمدم تا به این شغل مشغول بشوم و لیکن چون دست تنها بودم تو را گرفتم تا من را در شستن زن های مرده کمک کنی .
چون عروس این سخنان شنید ، نعره ای زده و بیهوش شد و همینکه بهوش آمد او را گفتم : زود باش این ادا اطوارها را دور بریز ، تو برای من بسیار خوش قدم نیز هستی ، پا شو که باید برویم چون چند مرده آورده اند که باید رفته و آنها را غسل دهیم ،من به اهالی شهرگفته ام زنها را تو و مردها را من غسل خواهیم دا د . عروس التماس و زاری کرده و گفت : از من دست بردار ، من مهر خود را به تو میبخشم و مبلغی هم به تو می دهم . من راضی نمی شدم تا آنکه به هزار معرکه من را راضی کرده ، ثروت قابل توجه ای را به من بخشید و او را طلاق گفتم . !!!!!!
نتیجه اخلاقی:مردها !!!!!! ....... از این داستان یاد بگیرند ممکنه به دردشون بخوره

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 87/02/01 و ساعت |
معجزه گل نيلوفر

ميعادگاهاین داستان در باره یک دختر که معلم روستا بود و یک پسر باغبان است . بزرگترین آرزوی پسر این بود که هر روز در کنار پنجره صدای زیبای دختر را بشنود . او فکر می کرد که هیچ کسی همانند این دختر صدای نرم و دلنشین ندارد . اما روزی از روزها ، پسر متوجه شد که صدای دختر گرفته است . او در گوشه ای از حیاط مدرسه مخفیانه به داخل کلاس نگاه می کرد و متوجه شد دختر از نهایت درد گلو چهره اش تغییر کرده است . پس از پایان کلاس ، پسر به سراغ دختر رفت و متوجه که دختر اهل جنوب است و تحمل آب و هوای خشک شمالی را ندارد و به همین دلیل صدایش نیز تغییر کرده است . روز بعد ، دختر متوجه فنجان آبی شد که روی میزش گذاشته شده بود . آب را نوشید . سپس ابرو در هم کشید و گفت : چقدر تلخ است . اما پسر متوجه شد که صدای دختر پس از نوشیدن آب بهتر شده است . زیرا او این آب را از جوانه نیلوفر تهیه کرده بود که با خوردن آن درد انسان کاهش می یابد . پسر هر روز به این کار ادامه می داد و پس از چیدن جوانه ها ، دوایی آماده کرده و قبل از کلاس مخفیانه روی میز دختر می گذاشت . روزی از روزها ، دختر زودتر از پسر به کلاس آمد و در پشت در پنهانی به تماشای حرکات پسر پرداخت و به ماجرا پی برد . در همین جا از پسر پرسید : پس تو هر روز جوانه نیلوفر را برای من تهیه می کنی ؟ پسر سری تکان داد و با لکنت زبان جواب داد : بله ، بله ، متوجه شدم صدای شما تغییر کرده است و این دوا برای کاهش درد شما مناست است . از آن به بعد ، پسر هر روز تخم نیلوفر را می چید و دوای دختر را آماده می کرد . روزی از روزها ، پسر از معلم روستایی پرسید : تو دیگر از تلخی این دوا نمی ترسی ؟ دختر لبخندی زد و گفت : این شیرین ترین دارو جهان است .

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 87/02/01 و ساعت |