تبليغاتX
گلچین های روز عشق خدائی

خداوند مي فرمايند :
هرگاه بنده اي مرا مي خواند
 آن چنان به سخنان او گوش مي دهم
 كه انگار بنده و آفريده ای جز او ندارم
 اما شگفتا
بنده ام همه را طوري مي خواند
 كه انگار همه خداي اويند
 جز من

ثبت است بر جريده عالم دوام ما            هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق 

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

     

 

از مادر ان مهربان گفتیم و از پداران خوب هم بگویم

انشاا.... سایه همه پدر مادارن روی سر فرزندان باشد

 پــــــــــــــــــــــــــدر

پدر جونمه پدر عمرمه
پدر دینم و ایمونمه
پدر خدا عمرت بده
صبر و تحملت بده
نذار که دوریم اینقده
رنج و آزارت بده
گرد پیری رو سرت
غم و غصه رو تنت
هیچکی نیست دور و ورت
دوریم نمیشه باورت
پدر جونمه پدر عمرمه 

از بس که غصه خوردی
روزا رو میشمردی
پیر شدی زود شکستی
چشم انتظار نشستی
دردو به جون خریدی
یه روز خوش ندیدی
برای خوشبختیم
دیدم چه ها کشیدی
هرجوری هست زودی برمیگردم
الهی پدر دور سرت بگردم
هرجوری هست زودی برمیگردم
الهی پدر دور سرت بگردم
پدر پدر پدر پدر برای شاد روح پدم صلوات 

خدا پدران عزیز را که حاضر هستند نگهدارند انشاا...

در خدا عمرت بده
صبر و تحملت بده
نذار که دوریم اینقده
رنج و آزارت بده
گرد پیری رو سرت
غم و غصه رو تنت
هیچکی نیست دور و ورت
دوریم نمیشه باورت
پدر جونمه پدر عمرمه
پدر دینم و ایمونمه

از بس که غصه خوردی
روزا رو میشمردی
پیر شدی زود شکستی
چشم انتظار نشستی
دردو به جون خریدی
یه روز خوش ندیدی
برای خوشبختیم
دیدم چه ها کشیدی
هرجوری هست زودی برمیگردم
الهی پدر دور سرت بگردم 

 

این هم برای دوستانی که گفته بودن از پدر مهربان هم بگو

 

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

          دعای خیر مادرم . همیشه حافظ منه

هر جا میرم دور و برم یا روبرو . پشت سرم
صدای پاشو میشنوم
صدای پاشو میشنوم
صدای پای مادرم
صدای پای مادرم
هنوز مواظب منه . فکر نوازش منه
دعای خیر مادرم . همیشه حافظ منه
دعای خیر مادرم . همیشه حافظ منه
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
اون وقتا که بابا نبود . کسی به فکر ما نبود
تو آسمون خونمون . چیزی به جز ابرا نبود
فقط یه آغوش تو بود . برای گریه های من
خستگی رو دوش تو بود . هر شب و روز برای من
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
مادر خوب و نازنین . تنگ دلم . بیا ببین
دلواپس حال توام . ای بهترین روی زمین
در حسرت دیدارتم . حتی برای یک نفس
ای مادرم با یاد تو . من زنده ام در این قفس
من زنده ام در این قفس...
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم

کيلک کنيدعلیرضا افتخاری » عشق گمشده » مادر

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

             جنت روی زمین و باغ رضوان مادر است

شعر آهنگ دل است و نغمّه روح بشر

مـــــــــــــــــــــــــــادر

جنت روی زمین و باغ رضوان مادر است
كفر میگویم اگر چه، دین و ایمان مادر است
آنكه پیدا شد محمداز وجودش در قریش
وآنكه شاهان پرورانیده به دامان مادر است
آنكه ایزد داد جنت زیر پای او قرار
وآنكه نامش هست والا نزد یزدان مادر است
آنكه لالایی برایم شب به بستر میسرود
روز و شب میكرد با من آنكه یكسان مادر است
ای بلا و آفت گردون مگر نشناختی
آن زنی را كه دعایم كرد از جان مادر است
آنكه توفان حوادث ساختش از من جدا
وآنكه ابر دیده ام را ساخت گریان مادر است
آنكه تیمار من اندر روز و شب بد سالهاست
روز و شب هستم برایش زار و نالان مادر است
آنكه جانم را برای لحظه ای از عمر او
صد اگر میداشتم، میدادم آسان مادر است
سر چه باشد خاك پایش را برابر میكنم
توتیا خاك مزارش بر دو چشمان مادر است
آنكه با چشم پر از اشك است باقی، “ شاكر” است
وآنكه چشمش بست با قلب پر ارمان مادر است

BACK اينجا برای سايت شاعران دنيا کيلک کنيد  شعر از :ولي احمد شاکر 

 

 

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

سفر روح

مقصود اصلي از سفر روح يافتن اقليم بهشتي خداست . سفر روح كليداصلي براي گشودن اسرار جهان معنوي است . اين وسيله اي است براي رسيدن به اقليم روح كه به عنوان سرزمين بهشت ساخته شده است . جائي كه خدا سرچشمة ‌خود رادر مركز تمامي هستي ها تأ سيس كرده ا ست . جدا از اين حقيقت ، ما مقصو دي ديگر براي اكنكا ر ، در جهاني كه درآن زندگي مي كنيم ، مي يابيم ، و آن حل مسائل زندگيمان ازطريق سفر روح است . رمز سفر روح ، جدائي روح از بدن از سه اصل اسا سي و بنياني تشكيل شده است واين سه اصل عبارتند از : تفكر ،نور وصوت . هر يك از اين سه داراي نقشي در ترك ارادي بدن وبازگشت به آن مي باشد . تفكر ، آ ن اصل كه به عنوان فعاليت مي شناسيم ، توسط قوة تخيل به انجام مي رسد ، با قرار دادن نيت مان در موقعيت ياعملي خاص ، كالبدهاي دروني مان در محدودة سه جهان اول ، دنباله روي فكرمان خواهند بود . نيت اصلي دراين است كه بايك سفير روح كه مي تواند ما رادر كسب تجربه در حالت خارج از بدن يار ي دهد . ارتباط برقرار كنيم . بخش دوم از اين سه اصل با نور هستي مربوط مي شود كه به نوبة خود مطالعه اي كامل است . براي كساني كه اين نور رادرشكل خالصش دريافت كنند خرد ، عشق وبركت به ارمغان مي آورد . واغلب بهصورت يك شعلة گلي رنگ ، مانند ردائي به دور شخصي كه انتخاب شده است مي پيچد . نور خدا هنگامي كه خود را از طريق روح دريك فرد ملاقات مي كندتبعيض قائل نمي شود . اين نور برهر كسي كه باز بوده وآ مادة در يافتش باشد جلوه مي كند ، صوت سومين ومهمترين بخش از اين سه اصل است . صوت تم اصلي تمام اديان ونيروي آ فريننده وحفظ كنندة‌تمام جهان ها ، از جمله جهان مادي است . صوت تمامي وجود الهي است وتمامي خصوصيات اورا دربرمي گيرد . هنگامي كه شخص قابليت سفر روح رادر خود توسعه دهد گوش معنوي او قادر به شنيدن صدا ها شده واز آ ن لحظه تزكية ذهن و روح او آغاز مي شود . كسي كه قابليت سفر روح دارد مي تواند بانشستن در سكوت و به حالت استراحت مطلق در آ وردن خود ، آ نرا تمرين كند . هنگامي كه اين تجربه در چندين جلسة تمرين ادامه پيدا كند ، تمرين كننده در مي يابد كه صدا توسط گوش درون شنيده خواهد شد و نور در پيش چشمهاي معنوي او شروع به ظاهر شدن مي كند . رسيدن به اين مرحله به تمرين نياز دارد و بايد با شكيبائي در انتظار وقوع آن باشيم . براي يك روح سفر به جهان هاي بهشتي يك سفر تنهاست زيرا بجز سفير روح يا را هنمائي كه او را به ناحية پنجم برده و در آنجا رهايش مي كند به ندرت اتفاق افتاده كه كسي ديگر در كنارش باشد . اين سفر حقيقتا سفري است تنها در راه باز گشت به خانة بهشتي . استاد درون در بسيار ي از اوقات در آ گاهي در وني انسان ظاهر مي شود بخصوص هنگامي كه چلا درحال عبادت است شكل معلم ممكن است در پردة ذهن ظاهر شود . اين شكل باچلا حر ف مي زند وبه او دستوراتي معنوي مي دهد . واغلب او راباخود به اكتشاف طبقات بالاتر مي برد هدف استاد اين است كه نحوة‌جدا كردن روح از كالبد را به ما نشان داده وراه صحيح را به سمت بهشت به ما بنماياند . هيچ كس د يگر قادر به اين كار نيست . اين جهان هاي مخصوص ، تخيلات ذهن يا تصورات نيستند بلكه واقعياتي هستند كه ما پس از رسيدن به درجاتي در تجربة خارج از بدن يا آن چه سفر روح مي ناميم بدان آ گاه خواهيم شد . تجربه نمائي ، همراه با فهم وبينش نسبت به ذات اين هستي و مشاهدة اين كه تمامي حيا ت برچه استوار است در نتيجة سفر به اقليم الهي ا ست . اما سريعترين راه براي نيل به اين هدف از طريق سفر روح ميسر است . چون دير يازود هر فردي كه جستجوئي سخت كوشانه وجدي را در خصوص زندگي معنوي در پيش گرفته باشد به طريق اكنكا ر خواهد پيوست . طريق دانش سفر روح .

 

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

                    به پدر و مادر نيکی کنيد

خدا فرمان داده که جز او چيزی را نپرستيد و  با پدر و مادر نيکی کنيد  اگر يکی از پدر و مادر

و يا هر دو به پيری رسيدند پس هرگز با کمترين کلمه‌ای که رنجيده خاطر شوند

آنان را ميازار و از خود مران و ناراحت مکن و  هميشه با مهربانی و ادب با آن‌ها صحبت کن

سوره ‌اسراء - آيه ۲۳

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |
 

يك روز زندگي واقعی

 

دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است. تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود. پريشان شد و آشفته و عصباني. نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت،خدا سكوت كرد. آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد. جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت،خدا سكوت كرد. به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد،خدا سكوت كرد. كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت :عزيزم اما يك روز ديگر هم رفت. تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي. تنها يك روز ديگر باقيست. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن. لابه لاي هق هقش گفت: اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد... خدا گفت:آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند ، گويي كه هزارسال زيسته است و آنكه امروزش را درنمي يابد، هزار سال هم به كارش نمي آيد. و آن گاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگي كن. او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد. اما مي ترسيد حركت كند، مي ترسيد راه برود،   مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد. قدري ايستاد... بعد با خودش گفت: وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد، بگذار اين يك مشت زندگي را مصرف كنم. آن وقت شروع به دويدن كرد. زندگي را به سر و رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، مي تواند پا روي خورشيد بگذارد.مي تواند...
او در آن يك روز آسمان خراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد اما...
اما در همان يك روز دست بر پوست درخت كشيد. روي چمن خوابيد. كفش دوزكي را تماشا كرد. سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه نمي شناختندش سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد. او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او همان يك روز زندگي كرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند، امروز او در گذشت، كسي كه هزار سال زيسته بود!

اميداورام در دنيا هميشه شاد باشيد خندان . در هر جا که هستيد سعی کنيد ديگرا ن را شاد نگهداريد تا زندگی به شما و دوستانتان خوش باشد انشا ا.... گفتم بخند تا روحيه شاد بشه   افرين انساهای خوب .

 

 

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

       زندگی زيباست + تد بیر اندیشمندانه یک مادر

زندگی

سهراب حرف قشنگی می زنه :‌ زندگی حس غريبيست که يک مرغ مهاجر دارد
شايد ما اون مرغيم که گاه گاهی به يه دنيای جديدی مهاجرت می کنيم که غريبيم.
گاهی هم اينقدر غريبه می شيم با همين دنيای دورو بر خودمون که يادمون ميره کی هستيم و
چی می خوايم از زندگی.
اون وقته که فکر می کنيم چشمها را بايد شست. جور ديگر بايد ديد.
تو اين وبلاگ می خواهيم نظر همرو در مورد زندگي اون طور که زندگی رو می بينن چه خوب چه بد بدونيم.
اميدواريم بتونيم با حمايت شما وبلاگ خوبی داشته باشيم
 
 تد بیر اندیشمندانه یک مادر

 ازمادر میگوییم . از موجودیکه خود ایجاد گراست و هم از انکه نمیشود نام دیگری را بربالای ان گذاشت .زیرادرین جامعه بشری ودرسیر تاریخ ان گر که بنگریم .در هر زبانی ودر هرفرهنگی  .نام این موجود فقط مادر است منتها با اندک تفاوت لهجه میحیطی وزبانی .گویئا خداوندگار زبان درنخستین لحظه افرینشما ن - نام مادر رابرزبان ما انسانهای روی کره زمین جاری ساخته است که فقطه اورا مادر خطاب کنیم وبس . از ان گذشته حرف اول اسم این موجود مقدس{ م }است. چه پر محتوا وقشنگ حرفی که میتوان واژه مولود راهم از ان بدست اورد .زیرا اگر خالق ما زندگی را به ما موجودات بخشید . ولی انکس که در نخستین لحظه حیات  مارا یاری رسانید مادر است که خود هم مولود فرهنگ زیستن  در تار پود زندگی مااست و  الیاف گونه بارشته جان خود در قامت زیست ما لباس  عافیت وصحت را تنید وبافتید .درین جاست که بافت فرهنگی وسرشت انسانی هر انسان را میتوان درلابلای فرهنگ زیستن هر مادر نگریست که منتقل ان بفرزند خویش است.

بجاست که اندیشمندان بزرگ گفته اند : پشت هر مردنامدار زنی وجود دارد.

واین زن همانا مادر است. یا همسر که  خود باز مادر میشود...

 

 

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

سلام ، شعر بود وشور انگیز ،
در بار گاه عشق شما بار یافتم
دل را درین بهشت گرفتار یافتم
با این که چهره های مجازی ندیدنیست
شادم ازین که فرصت دیدار یافتم

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

           دوست داشتن از عشق برتر است .

مادر  گوش کنید

مادر بی تو تنها وغریبم
اتاق خالیم بی توچه سرد
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه، شعرآشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر،مادر، شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست،تو بخواب امیدم
مادر، مادر
مادر، مادر

گر از عشق مي شد قصه نوشت ...
نظر دكتر شريعتي واقعا كامله كه ميگه :
دوست داشتن از عشق برتر است .
به نظر من دوست داشتن بر خلاف عشق جنسيت نميشناسه
دوست داشتن به اخلاق طرف مقابل بستگي نداره
فقط كافيه از يكي خوشمون بياد و دوستش داشته باشيم .
دوست داشتن مي تونه بعضي از رفتارهاي بد طرف مقابل رو عوض كنه و اونو به كل تغيير بده
حتي خودمون هم مي تونيم از اون الگو بگيريم
دوست داشتن بنده هاي خوب خدا راهي براي دوست داشتن و شناخت بيشتر خداست .
يعني بايد در غم و شادي دوستمون شريك باشيم
هر وقت از صميم قلب كسي رو دوست داريم ، وقتي مي بينيمش به آرامش مي رسيم
من نمي خوام از دوستام اسم ببرم چون مي ترسم يكي رو فراموش كنم
من همشونو دوست دارم از ته دل از ته قلب
حتي اون دوستم كه پشت سرم حرف مي زنه و در حقم نامردي مي كنه
به نظر من دوست داشتن از روح سر چشمه ميگيره و هيچ ربطي به جسم نداره ،هيچ
در يك كلام اگر يكي رو واقعا دوست داريم اگر از ما دور هم شد بايد خوشبختي اونو بخوايم
سر خودم همين بلا اومد ، اولش خيلي ناراحت بودم اما حالا خوشحالم چون مي دونم كه اون
الان خوشبخت تره تا موقعي كه مي خواست با من باشه
كلام آخر :
خدايا به هر كه دوست تر مي داري بياموز كه
دوست داشتن از زندگي كردن بهتر است .
خدايا شكر كه قطره اي از درياي دوست داشتن را در دل من ريخته اي و هرگز آنرا از من دور نكن
و روز به روز بيشتر كن
و...
قربون تموم دوستام و اونايي كه دوستشون دارم.

 

 

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |

                            سرود مادر...

سرود مادر...

 در بوسه هاي مادر
خورشيد نور باران
آغاز روز تازه
لبخند بامدادان

در خنده هاي مادر
عطر خوش گلستان
زيبايي طبيعت
شادابي بهاران.
 
مادر تو روح و جاني
مادر تو جاوداني
با من تو مهرباني
با من تو همزباني


مادر تو بهتريني
مادر تو نازنيني
مادر تو دلنشيني
بر حلقه ام نگيني.


 مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار


مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
 
در چشم هاي مادر
آبي آسماني
روًياي سبز نوروز
معناي زندگاني

در اشك هاي مادر
پاكي آب باران
رنگين كمان روشن
آواي چشمه ساران.
 
مادر زعشق سرشار
روح نثار و ايثار
در راه كودكانش
مادر بود فداكار

 
در پند هاي مادر
شيريني سعادت
آسايش دو گيتي
شادي بينهايت.
 
مادر تو صبح پاكي
برتر ز آب و خاكي
در مشرق محبت
خورشيد تابناكي

تو مايهً غروري
سرچشمهً سروري
سرشار شعر و شوري
بخشندهً شعوري.
 

مادر دلش رحيم است
قلبش مرا حريم است
روحش پناهگاهم
در لحظه هاي بيم است

قلبش طپد برايم
خود را كند فدايم
پر ميشوم ز شادي
چون ميكند صدايم.
 
بخشندهً جوانيست
معناي زندگانيست
لبخندش آسمانيست
شادي جاودانيست

آرامش نسيم است
بخشنده و كريم است
در بوستان هستي
چون گل پر از شميم است.

+ نوشته شده توسط (عشق خدائی) لرستانی در 84/04/25 و ساعت |