به گزارش ایسنا ، رنگ سبز حس شادابى و طراوت را به انسان منتقل مى كند.
به اطراف خود نگاه كنید، رنگ ها همه جا هستند و ما را احاطه کرده اند. ما زندگى را از دریچه رنگ ها، شكل ها و صداها مى بینیم.
رنگ هاى مختلف در زندگى ما از بسیارى جهات تاثیر گذارند، به عنوان مثال رنگ قرمز عموما به هنگام رانندگى یا استفاده از دستگاه هاى صنعتى و ... ، توجه ما را به خطرها جلب مى كند.
هنگام مشاهده مراتع سرسبز احساس شادابى می کنیم و هنگامى كه دریاى آبى را مى بینیم احساس آرامش مى كنیم.
یك اتاق تاریك در ما احساس وجود رمز و راز و یا ترس را ایجاد مى كند.
اتاقى با رنگ آمیزى سفید، احساس تازگى و تمیزى را در ما القا مى كند.
اگر رنگ ها در زندگى ما تاثیر دارند، این سؤال پیش مى آید كه تاثیر درمانى آنها بر بیماری ها چیست؟
در رنگ درمانى از اصول هارمونى رنگ ها و تركیب آنها براى بهبودى بیماران استفاده مى شود. متخصصین رنگ درمانى معتقد هستند كه هر عضو از بدن، انرژى خاص خود را دارد و اختلالات هر عضو را مى توان با به كارگیرى رنگى هم تراز با انرژى آن عضو در محدوده مشخص و یا كل بدن به سمت بهبودى پیش برد. رنگ ها در واقع امواج الكترومغناطیس پر انرژى با طول موج هاى قابل رویت هستند. سلول هایى مخروطى شكل كه در شبكیه چشم قرار دارند، این امواج را به رنگ قابل تشخیص در ذهن تبدیل مى كنند.
این سلول های مخروطی به سه دسته تقسیم مى شوند، گروهى براى تحریك شدن توسط رنگ آبى، گروهى براى رنگ سبز و گروه دیگرى براى رنگ قرمز.
میزان یا شدت تحریك هر یك از آنها در آن واحد مى تواند رنگ هاى مختلفى را در ذهن ما تداعى كند. رنگ آبى حس آرامش و سفید حس پاکیزگی را به انسان منتقل مى كند.
ما با دریایى از رنگ ها احاطه شده ایم که بر احساسات و سلامتى ما تاثیر مى گذارند؛ براى مثال رنگ آبى آرامش دهنده بوده و مى تواند براى پایین آوردن فشار خون مورد استفاده قرار گیرند. این رنگ مى تواند توانایى خوابیدن را در انسان افزایش داده و یا احساس درد را كاهش دهند.
در مقابل رنگ قرمز، تاثیر تقریبا متضادى دارد. این رنگ مى تواند باعث بالا رفتن فشار خون و افزایش تولید آدرنالین در خون شود. به دنبال آن شما یقینا احساس ترس یا استرس خواهید كرد.
استفاده صحیح از رنگ ها مى تواند یك فضاى مناسب یا نامناسب در زندگى ایجاد كند. در اینجا كاربردهاى بعضى از رنگ ها اشاره می کنیم:
* رنگ زرد ذهن انسان را تحریك مى كند، بنابراین معمولا مناسب ترین رنگ براى اتاق مطالعه یا درس است.
* رنگ آبى تسكین دهنده بوده و موجب آرامش شما مى شود، بنابراین براى اتاق خواب مناسب تر است.
* رنگ سفید نشانگر تهى بودن، فضاى باز و پاکیزگى است، لذا براى حمام یا سرویس هاى بهداشتى بسیار مناسب است. باید دقت كنید كه حتى المقدور از این رنگ براى اطاق درس یا مطالعه استفاده نكنید.
گفتنى است رنگ درمانى بر افكار، رفتار و سلامتى فرد به طور قطع تاثیر مى گذارد. فراموش نكنید كه استفاده درست از رنگ ها مى تواند آرامش را به زندگى شما هدیه دهد.
















در نور کم غروب، زن سالخورده اي را ديد که در کنار جاده درمانده،منتظر بود در آن نور کم متوجه شد که او نياز به کمک دارد جلوي مرسدس زن ايستاد و از اتومبيلش پياده شد در اين يک ساعت گذشته هيچ کس نايستاده بود تا کمکش کند زن به خود گفت مبادا اين مرد بخواهد به من صدمه اي بزند؟ ظاهرش که بي خطر نبود فقير و گرسنه هم به نظر مي رسيد مرد زن را که در بيرون از ماشينيش در سرما ايستاده بود ديد و متوجه آثار ترس در او شد گفت: خانم من آماده ام به شما کمک کنم بهتر است شما برويد داخل اتومبيل که گرمتر است ضمنا" اسم من برايان آندرسون است فقط لاستيک اتومبيلش پنچر شده بود اما همين هم براي يک زن سالخورده مصيبت محسوب مي شد برايان در مدت کوتاهي لاستيک را عوض کرد زن گفت اهل سنتلوئيس است و عبوري از آنجا مي گذشته است تشکر زباني براي کمک آن مرد کافي نبود از او پرسيد که چه مبلغ بپردازد هر مبلغي مي گفت مي پرداخت چون اگر او کمکش نمي کرد هر اتفاقي ممکن بود بيفتد برايان معمولا براي دستمزدش تامل نمي کرد اما اين بار براي مزد نکرده بود براي کمک به يک نيازمند کرده بود و البته در گذشته افراد زيادي هم به او کمک کرده بودند .
شخصی نقل میکرد که وقتی به شیراز رفته بودم و در خانه پیرزنی جهت اقامت وارد شدم ، ناگاه در فضای خانه دختر صاحبخانه را دیدم و یکدل نه که صد دل عاشق او شدم . نزد پیرزن رفته و شرح حال خودم را گفتم .
این داستان در باره یک دختر که معلم روستا بود و یک پسر باغبان است . بزرگترین آرزوی پسر این بود که هر روز در کنار پنجره صدای زیبای دختر را بشنود . او فکر می کرد که هیچ کسی همانند این دختر صدای نرم و دلنشین ندارد . اما روزی از روزها ، پسر متوجه شد که صدای دختر گرفته است . او در گوشه ای از حیاط مدرسه مخفیانه به داخل کلاس نگاه می کرد و متوجه شد دختر از نهایت درد گلو چهره اش تغییر کرده است . پس از پایان کلاس ، پسر به سراغ دختر رفت و متوجه که دختر اهل جنوب است و تحمل آب و هوای خشک شمالی را ندارد و به همین دلیل صدایش نیز تغییر کرده است . روز بعد ، دختر متوجه فنجان آبی شد که روی میزش گذاشته شده بود . آب را نوشید . سپس ابرو در هم کشید و گفت : چقدر تلخ است . اما پسر متوجه شد که صدای دختر پس از نوشیدن آب بهتر شده است . زیرا او این آب را از جوانه نیلوفر تهیه کرده بود که با خوردن آن درد انسان کاهش می یابد . پسر هر روز به این کار ادامه می داد و پس از چیدن جوانه ها ، دوایی آماده کرده و قبل از کلاس مخفیانه روی میز دختر می گذاشت . روزی از روزها ، دختر زودتر از پسر به کلاس آمد و در پشت در پنهانی به تماشای حرکات پسر پرداخت و به ماجرا پی برد . در همین جا از پسر پرسید : پس تو هر روز جوانه نیلوفر را برای من تهیه می کنی ؟ پسر سری تکان داد و با لکنت زبان جواب داد : بله ، بله ، متوجه شدم صدای شما تغییر کرده است و این دوا برای کاهش درد شما مناست است . از آن به بعد ، پسر هر روز تخم نیلوفر را می چید و دوای دختر را آماده می کرد . روزی از روزها ، پسر از معلم روستایی پرسید : تو دیگر از تلخی این دوا نمی ترسی ؟ دختر لبخندی زد و گفت : این شیرین ترین دارو جهان است . 